تبليغاتX
حرفهای دلتنگی - دیگه برو
چه زیباست هنگامی که قطرات باران بر روی گلبرگهای شقایق به رقص و پایکوبی می پردازند
دل و از دنيا بريدم اون همه سختي كشيدم

امان از دست تو اي واي ببين به كجا رسيدم

يروزي روزگاري همه ي عشق من اين بود

بشم هموني كه تو مي خواي فرستم ندادي اي واي

يروز ميشد تنها بموني

يروز ميشد تنها بموني

اون وقته قدرمو بدوني

اما اون روز خيلي دير

كاش مي شد اين و بدوني

بدوني هيشكي نمي تونه

مثله من عاشقت بمونه

آخه تنهاي خيلي سخته

اين و دلت نميدونه

ديگه نمي خوام دستاتو

ديگه نمي خوام من اشكاتو

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!

ديگه نمي خوام عاشق باشم

ديگه نمي خوام صادق باشم

ديگه از قلبم تو رفتي

عزيزم عزيزم!!

+ نوشته شده در  پنجم فروردین 1388ساعت 0:57  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مهربانم !
بگذار تا بگویم که چگونه چشم به در دوخته تا تو با امدنت انتظارم را به سر بری و من چون مسافری غریب دل به امید امدن همسفر جاده’ تنهایئم بسته ام
محبوبم شور شوق زیستن درونم زنده شده است ودل به فردا سپرده ام تا شاید زمانه از در سازگاری با من کنار اید

دوستان عزیزم ممنونم که با امدنتون به کلبه حرفهای دلتنگی من باعث میشین بیشتر از بیش تلاشمو بکنم همتونو دوست دارم باور کنید


پیوندهای روزانه
کبوتر سر گشته
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
دفتر خاطرات یه دیو ونه
بدنسازی و فیتنس( تناسب اندام رزیم لاغری پایدار)
پروانگی های من و همرازم
ماهک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM