![]() |
![]() |
|
| چه زیباست هنگامی که قطرات باران بر روی گلبرگهای شقایق به رقص و پایکوبی می پردازند |
|
آرزوئي است مرا در دل
كه روان سوزد و جان كاهد هر دم آن مرد هوسران را با غم و اشك و فغان خواهد بخدا در دل و جانم نيست هيچ جز حسرت ديدارش سوختم از غم و كي باشد غم من مايه آزارش شب در اعماق سياهي ها مه چو در هاله راز آيد نگران ديده به ره دارم شايد آن گمشده باز آيد سايه اي تا كه بدر افتد من هراسان بدوم بر در چون شتابان گذرد سايه خيره گردم به در ديگر همه شب در دل اين بستر جانم آن گمشده را جويد زينهمه كوشش بي حاصل عقل سرگشته به من گويد زن بدبخت دل افسرده ببر از ياد دمي او را اين خطا بود كه ره دادي به دل آن عاشق بد خو را آن كسي را كه تو مي جوئي كي خيال تو بسر دارد بس كن اين ناله و زاري را بس كن او يار دگر دارد ليكن اين قصه كه مي گويد كي به نرمي رودم در گوش نشود هيچ ز افسونش آتش حسرت من خاموش مي روم تا كه عيان سازم راز اين خواهش سوزان را نتوانم كه برم از ياد هرگز آن مرد هوسران را شمع اي شمع چه مي خندي؟ به شب تيره خاموشم به خدا مردم از اين حسرت كه چرا نيست در آغوشم |
|
+ نوشته شده در
دوازدهم اسفند 1387ساعت 15:39 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانم !
بگذار تا بگویم که چگونه چشم به در دوخته تا تو با امدنت انتظارم را به سر بری و من چون مسافری غریب دل به امید امدن همسفر جاده’ تنهایئم بسته ام محبوبم شور شوق زیستن درونم زنده شده است ودل به فردا سپرده ام تا شاید زمانه از در سازگاری با من کنار اید دوستان عزیزم ممنونم که با امدنتون به کلبه حرفهای دلتنگی من باعث میشین بیشتر از بیش تلاشمو بکنم همتونو دوست دارم باور کنید |
| پیوندهای روزانه |
|
کبوتر سر گشته آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 آبان 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
دفتر خاطرات یه دیو ونه بدنسازی و فیتنس( تناسب اندام رزیم لاغری پایدار) پروانگی های من و همرازم ماهک |
|
RSS
|