تبليغاتX
حرفهای دلتنگی -
چه زیباست هنگامی که قطرات باران بر روی گلبرگهای شقایق به رقص و پایکوبی می پردازند

 

هر شب وقتی تنها میشم حس می کنم پیش منی،

دوباره گریم می گیره انگار تو آغوش منی

روم نمیشه نگات کنم وقتی که اشک تو چشمامه،

با اینکه نیستی پیش من انگار دستات تو دستامه

بارون میباره و تو رو دوباره پیشم می بینم،

اشک تو چشام حلقه میشه دوباره تنها میشینم

قول بده وقتی تنها میشم بازم بیای کنار من،

شبای جمعه که میاد بیای سرِ مزارِ من

دوباره باز یاد چشات زمزمه ی نبودنم،

ببین که عاقبت چی شد قصه ی با تو بودنم

خاک سرِ مزارِ من نشونی از نبودنم ،

دستای نامردم شهر جنازه ام ربودنه

به زیر خاکمو هنوز نرفتی از یاد من ،

غصه نخور سیاه نپوش گریه نکن برای من

دیگه فقط آرزومه بارون بباره رو تنم ،

رو سنگ قبرم بنویس تنهاترین تنها منم


+ نوشته شده در  دهم اسفند 1387ساعت 22:24  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مهربانم !
بگذار تا بگویم که چگونه چشم به در دوخته تا تو با امدنت انتظارم را به سر بری و من چون مسافری غریب دل به امید امدن همسفر جاده’ تنهایئم بسته ام
محبوبم شور شوق زیستن درونم زنده شده است ودل به فردا سپرده ام تا شاید زمانه از در سازگاری با من کنار اید

دوستان عزیزم ممنونم که با امدنتون به کلبه حرفهای دلتنگی من باعث میشین بیشتر از بیش تلاشمو بکنم همتونو دوست دارم باور کنید


پیوندهای روزانه
کبوتر سر گشته
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
مهر 1387
اردیبهشت 1387
آبان 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
پیوندها
دفتر خاطرات یه دیو ونه
بدنسازی و فیتنس( تناسب اندام رزیم لاغری پایدار)
پروانگی های من و همرازم
ماهک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM