![]() |
![]() |
|
| چه زیباست هنگامی که قطرات باران بر روی گلبرگهای شقایق به رقص و پایکوبی می پردازند |
|
کجا بــودي وقتي برات شکستـم يخ زده بود شـاخه گُلم تو دستــم کجــا بـودي وقتـي غريبـي و درد داشت مـن تنها رو ديوونه ميکـرد کـجــا بودي وقتي کنـار عکســات شـبا نشستم به هواي چشمــات کجا بــودي ببيني مــن ميســوزم عيــن چشـات سيـاهه رنـگ روزم ســـرزنشــــاي مردمـــو شنيـــدم هـر چـي که باورت نميشه ديـدم کنـــايه هــاشونــو به جون خريدم نبــود ستـاره ام شبـا گريه چيـدم کجا بودي وقتي اشکـام ميريخت خون جاي گريه از چشام ميـريخت کجــا بودي وقتـــي آبـــروم مـــرد امــا به خاطر چشات قسم خـورد کجـــا بودي وقتي که پرپر شــــدم سوختم و از غمت خاکستر شـدم خنده واسه هميشه از لبـام رفت رسيدن از مرمر رويــاهـــــام رفت |
|
+ نوشته شده در
نهم اسفند 1387ساعت 20:42 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانم !
بگذار تا بگویم که چگونه چشم به در دوخته تا تو با امدنت انتظارم را به سر بری و من چون مسافری غریب دل به امید امدن همسفر جاده’ تنهایئم بسته ام محبوبم شور شوق زیستن درونم زنده شده است ودل به فردا سپرده ام تا شاید زمانه از در سازگاری با من کنار اید دوستان عزیزم ممنونم که با امدنتون به کلبه حرفهای دلتنگی من باعث میشین بیشتر از بیش تلاشمو بکنم همتونو دوست دارم باور کنید |
| پیوندهای روزانه |
|
کبوتر سر گشته آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 آبان 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
دفتر خاطرات یه دیو ونه بدنسازی و فیتنس( تناسب اندام رزیم لاغری پایدار) پروانگی های من و همرازم ماهک |
|
RSS
|