![]() |
![]() |
|
| چه زیباست هنگامی که قطرات باران بر روی گلبرگهای شقایق به رقص و پایکوبی می پردازند |
|
اين عکس رو به تمام عاشقان تقديم می کنم
|
|
+ نوشته شده در
بیست و پنجم دی 1385ساعت 18:46 توسط لیلا |
|
|
ققلم در دست اینجایم دو بیتی
چه بنویسم که تنهایم دو بیتی
برایم فرصتی دیگر نماندست
سوار اسب غمهایم دو بیتی |
|
+ نوشته شده در
بیست و یکم دی 1385ساعت 19:7 توسط لیلا |
|
|
امیدم را مگیر از من بجای ان دو چشمان سیاهت را
بگیر از دیده خونبار گریانم که من از اینه از انعکاس
ظلمت و بیداد تنهایی گریزانم .
امیدم را مگیر از من که با ان دلخوشم در خلوت
تنهای شبهایم و میدانم که میدانی اگر خواهی سراغت
را نمی گیرم و یادت را مگیر از من که بی یاد تو
میمیرم |
|
+ نوشته شده در
بیستم دی 1385ساعت 11:4 توسط لیلا |
|
|
میرسد روزی که فریاد وفا را سر کنی
میرسد روزی که احساس مرا باور کنی
میرسد روزی که نادم باشی از رفتار خویش
خاطرات رفته ام را مو به مو ازبر کنی
میرسد روزی که نتها ماند از من یادگار
نامه های کهنه ای را که به اشکت تر کنی
میرسد روزی که صبرت سر شود دریای من
ان زمان است که مرگم را تو باور میکنی |
|
+ نوشته شده در
بیستم دی 1385ساعت 10:51 توسط لیلا |
|
|
بی تفاوت گذشتی و ازباغ سبز ارزوهایم پر کشیدی
یادت هست در گامهایت درنگی نبود حتی لحظه ای
در چشمهایت اشکی قطره ای در قلبم امیدی جز
باز گشت در یادم چیزی.
به وسعت داشتنت و با تمام وجودم من از تو تو را
میخواهم به وسعت داشتنت به وسعت اینکه بگویم
دارمت تقدیم به تنها امید زندگیم |
|
+ نوشته شده در
بیستم دی 1385ساعت 10:45 توسط لیلا |
|
|
سلام دوستان عزيز فعلا اين اخرين مطلبي هستش كه فرستاده ميشه تا بعد كه خدا چي بخواد
تا تواني دلي به دست اور دل شكستن هنر نمي باشد آنقدر در خویشتن درد درون ریختـــــم تا که خود با درد هستی سوز خودآمیختم وقتي تو چشما اشكو ببيني خودت مي فهمي با معرفت
|
|
+ نوشته شده در
بیستم دی 1385ساعت 9:29 توسط لیلا |
|
|
+ نوشته شده در
شانزدهم دی 1385ساعت 17:40 توسط لیلا |
|
![]() دل
دلم برات خیلی تنگ شده عزیز دوستت دارم یه عالمه
|
|
+ نوشته شده در
چهاردهم دی 1385ساعت 15:34 توسط لیلا |
|
|
به نام خدایی كه تو را به من هدیه داد...
خدا را شكر مى كنم كه نعمتی به این گران بهایی رو به من داد... و برای شکر این نعمت هر کار کنم کمه... ولی به خدا قول می دهم که هیچوقت این نعمتش را تنها نگذارم ولی این نعمت آنقدر ارزشمند هست... که کاری در خور او نتوانم انجام دهم... فقط و فقط تنها کاری که می توانم انجام دهم این است که بگویم دیوانه وار دوستت دارم خانومی من و آرزویم این است که تکیه گاهت باشم ليلا جون دوستت دارم!
دنبال کسی نگردکه بتونی باهاش زندگی کنی. دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی.
|
|
+ نوشته شده در
یازدهم دی 1385ساعت 17:2 توسط لیلا |
|
|
عشق چيست ؟ عشقي چيزي هست که تا وقتي از دستش ندادي نميفهمي چه بوده ! در واقع ارزش هر چيزي رو موقعي ميدوني که ديگه از دستش دادي . ديگه حالا هر چي ميخواي غصه بخور . فقط کافيست غرور را زير پا بگذاري . با ديگران مهربان باش . غمگين نباش . از هيچ کسي تو کم نيستي . اگه يه نفر تو رو نميخواد يه نفر ديگه هست که ميخواد حتي جونش رو فدات کنه . دقيق بين باش . زود قضاوت نکن . هيچکس نميگه تو عيب و ايراد داري . اين خودت هستي که به خودت تلقين ميکني . اگه تو يه بدي هم داشته باشي ميتواني با خوبيهات اين رو بپوشوني . کاري نکن که اين بدي خوبيهاي ديگرت رو هم ازت بگيره . اين حکمت خداست . به پاهات قفل و زنجيره زده . تو بايد با اين پاها راه بروي . حتما هم درد و رنج و سختي همراهته . ميدوني حالا عشق چيه ؟ همين رنج و سختي رو تحمل کردن . خلاصه عشق يعني غصه ي دنيا رو نخوردن |
|
+ نوشته شده در
یازدهم دی 1385ساعت 17:0 توسط لیلا |
|
|
بزار لبمو بزارم رو لب تو بزار بکشم خودمو واسه تو بزار تموم عالم بدونن عاشق و معشوقیم من و تو بیابیا بیا داد بزنیم بیا تو کوچه و خیابون جار بزنیم جونو ودین و ایمونم پیشکش تو عاشق و معشوقیم منو تو |
|
+ نوشته شده در
دهم دی 1385ساعت 15:52 توسط لیلا |
|
|
عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يك شهاب و يك سراب عشق يعني يك سلام و يك جواب عشق يعني يك نگاه و يك نياز عشق يعني عالمي راز و نياز عشق يعني تا ابد فاني شدن عشق يعني عابد و زاهد شدن عشق يعني همچو ليلا خون شدن یا چو مجنون راهی صحرا شدن عشق یعنی تیشه فرهاد ها عشق یعنی عالم فریاد ها عشق یعنی زخم کوه بیستون عشق یعنی ناله های درد و خون عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی یکه و تنها شدن عشق یعنی التماس و انتظار عشق یعنی تا ابد با من بمان
|
|
+ نوشته شده در
هشتم دی 1385ساعت 15:39 توسط لیلا |
|
|
با تشکر از کسانی که مرا در
ساخت
این وبلاگ کمک کردن
وب جدیدم هم درست شد خوشحال
میشوم سر بزنید |
|
+ نوشته شده در
هفتم دی 1385ساعت 16:56 توسط لیلا |
|
|
بازمی بارد برف
چه لطیف است وچه سرد
خنده گلها هم سر خوش از نفرت و
درد
باز باد اورده تکه ابری همه اش
رنگ سیاه رنگ نفرت رنگ درد و
رنگ اه تکه ابرش سایه انداخته بر
سطح سماء
نیست پیدا دیگر ان خورشید ناب
خلع عطاء
با همان حال و هوای کودکی
از دست باد من کشیدم نعر ه ای
رفت تا کران تا پیش ماه
ناگهان باد از صدای نعره ام لرزه
ای انداخت بر جان وتنم ان زمان
بود که فهمیدم ولی
حیف صد افسوس که دیر فهمیده ام |
|
+ نوشته شده در
هفتم دی 1385ساعت 11:35 توسط لیلا |
|
|
ششهادت حضرت امام محمد باقر
علیه السلام بر تمامی شما شیعیان
جهان تسلیت باد |
|
+ نوشته شده در
هفتم دی 1385ساعت 9:24 توسط لیلا |
|
تقدیم به بانوی خوبیها . عزیزم هر جا که هستی برات بهترین و قشنگ ترین ارزو ها را خواستارم
![]() |
|
+ نوشته شده در
سوم دی 1385ساعت 17:19 توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهربانم !
بگذار تا بگویم که چگونه چشم به در دوخته تا تو با امدنت انتظارم را به سر بری و من چون مسافری غریب دل به امید امدن همسفر جاده’ تنهایئم بسته ام محبوبم شور شوق زیستن درونم زنده شده است ودل به فردا سپرده ام تا شاید زمانه از در سازگاری با من کنار اید دوستان عزیزم ممنونم که با امدنتون به کلبه حرفهای دلتنگی من باعث میشین بیشتر از بیش تلاشمو بکنم همتونو دوست دارم باور کنید |
| پیوندهای روزانه |
|
کبوتر سر گشته آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 مهر 1387 اردیبهشت 1387 آبان 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 |
| پیوندها |
|
دفتر خاطرات یه دیو ونه بدنسازی و فیتنس( تناسب اندام رزیم لاغری پایدار) پروانگی های من و همرازم ماهک |
|
RSS
|